محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

6181

تاريخ الطبرى ( فارسي )

نهند . عياران ، بى سلاح در پيكار حضور مىيافتند و آجر پرتاب مىكردند ، آنگاه بگفت تا بانگزنى بانگ زد كه هر كه سلاح مىخواهد به خانهء مظفر رود . عياران از هر سوى آنجا رفتند كه كافر كوبها را ميان آنها تقسيم كرد و نامهايشان را ثبت كرد . عياران يكى از خودشان را به سرى برداشتند به نام ينتويه كه كنيهء ابو جعفر داشت ، با چند كس ديگر كه يكيشان دونل نام داشت و ديگرى دمحال و ديگرى ابو نمله و ديگرى ابو عصاره ، اما هيچيك از آنها بجز ينتويه برقرار نماند كه وى همچنان سر عياران سمت غربى بود تا كار اين فته به سر رفت . وقتى كافر كوبها را به عياران دادند ، بر درهاى بغداد پراكنده شدند و در آن روز نزديك به پنجاه كس از تركان و تبعهء آنها را كشتند ، از آنها نيز ده كس كشته شد . پانصد كس از آنها نيز با تيرها رفته بودند كه دو پرچم و دو نردبان از تركان گرفتند . در اين سال نجوبة بن قيس نبردى داشت با جمعى از تركان در ناحيهء بزوغى . ( 310 وى و محمد بن ابو عون و ديگران با تركان رو برو شدند و هفت كس از آنها را اسير گرفتند و سه كس را كشتند ، بعضيشان خويشتن را در آب افكندند كه بعضى نجات يافتند و بعضى غرق شدند . از احمد بن صالح شيرزادى آورده‌اند كه وى از يكى از اسيران از شماره گروهى كه نجوبه با آنها مقابله كرده بود پرسش كرده بود كه گفت : « ما چهل كس بوديم نجوبه و يارانش سحرگاه با ما مقابل شدند . سه كس از ما كشته شد سه كس غرق شد و هشت كس اسير شد و باقى گريختند . هيجده اسب گرفت با چند جوشن و پرچمى از آن عامل اوانا كه برادر هارون بن شعيب بوده . » نبرد در اوانا بوده بود به روز چهار شنبه ، سپاه نجوبه و عبد الله بن نصر بعنوان پادگان در قطربل مقيم شد . چنان كه گويند : در يكى از اين روزها ينتويه و يارانش ، از عياران ، از در